فزت و رب الکعبه

کوفه امشب آسمانت خالی از ماه می شود،کوفه دیگر امشب نجواهای شبانه را نخواهی شنید،نجواهایی که هرشب دل نخلستان و چاه محرم آن ها بود.

  مرحوم شریعتی چنین می گوید : 

"روزها شیر نمی نالد

در برابر  نگاه روباهان،در برابر نگاه گرگ ها

شیر نمی نالد

شب ها به نخلستان می رود

آ نجا هیچ کس نیست

آنجاست این مرد تنها

این شیر تنها 

 آنجا می گرید.

دردی که چنان روح بزرگی را آزرده بود

تنهایی بود

ما باید این درد را بشناسیم نه آن درد را

که علی درد شمشیر را حس نمی کرد 

و ما.....

درد علی را....."

سلام بر تو ای قرآن ناطق

سلام بر تو ای ولی خدا

شهادت می دهم که تو نماز را به پا داشته ای 

و زکات داده ای 

وبه معروف امر نموده ای و از باطل نهی فرموده ای 

و در راه خدا ،جانانه جهاد کرده ای 

و در جهادخود،از سرزنش هیچ سرزنشگری ابا نداشته

به حق خودت دست مار ا بگیر و به راه خودت هدایت کن 

هرچند ما لیاقت در راه تو بودن را نداریم ولی تو شایسته ای آنی که دست ما ضعیفان را بگیری 

یا علی


پیشواز ایرانسل

چند روز پیش یه پیامک از طرف ایرانسل برام اومد با این مضمون. که "میلاد امام حسن مجتبی مبارک.آهنگ های شاد ماه مبارک رمضان 1-پیام صالخی  2-کورش صنعتی (عشق من) 3....."

داشتم با خودم فکر می کردم ربط این آهنگا رو با ماه رمضون و ولادت امام حسن پیدا کنم.

فهمیدم که نه اینا هیچ ارتباطی به ماه رمضون ندارم

به حال خودم تاسف خوردم. شرکت مک دونالت باید بیاد برای ما مسلمونا پوستر ماه رمضون طراحی کنه اونوقت شرکت ایرانی-اسلامی آهنگ پیشواز دعا نمیزاره  واقعا متاسفم

مناجات امام علی(ع) در مسجد کوفه

همواره امام علی(ع) مقتدای ما در دین بوده اند.این پیشوای راستین همچنان که در جبهه های پیکار حق

علیه باطل شمشیر می زدند در شب اینچنین عارفانه با خدای خویش به مناجات می نشیند: 

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الاْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مالٌ وَلابَنُونَاِلاّمَنْ اَتَى اللَّهَ



 

خدایا از تو امان خواهم در آن روزى نه مال و نه فرزند سودی نبخشد مگر آن کس که



 

بِقَلْبٍ سَلیمٍ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظّالِمُ عَلى یَدَیْهِ یَقُولُ یا



 

دلى پاک به نزد خدا آورد و از تو امان خواهم در آن روزى که بگزد شخص ستمکار هر دو دست خود رابگزد و گوید اى



 

لَیْتِنىِ اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبیلاً وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یُعْرَفُ



 

کاش با پیامبر راهى گرفته بودم  و از تو امان خواهم در روزى که شناخته شوند



 

الْمُجْرِمُونَ بِسیماهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّواصى وَالاَْقْدامِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ



 

جنایتکاران به سیما و رخساره شان و بگیرندشان به پیشانیها و قدمها و از تو امان خواهم



 

یَوْمَ لا یَجْزى والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَلا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَیْئاً اِنَّ



 

در آن روزى که کیفر نبیند پدرى بجاى فرزندش و نه فرزندى کیفر شود بجاى پدرش براستى



 

وَعْدَ اللَّهِ حَقُّ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظّالِمینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ



 

وعده خدا حق است و از تو امان خواهم در آن روزى که سود ندهد ستمکاران را عذرخواهیشان و بر ایشان است



 

اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوَّءُ الدّارِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ



 

لعنت و ایشان را است بدى آن سراى و از تو امان خواهم در روزى که مالک نیست کسى براى کسى دیگر



 

شَیْئاً وَالاَْمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ اَخیهِ وَاُمِّهِ



 

چیزى را و کار در آن روز بدست خدا است و از تو خواهم امان در آن روزى که بگریزد انسان از برادر و مادر



 

وَاَبیهِ وَصاحِبَتِهِ وَبَنیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَاءْنٌ یُغْنیهِ



 

و پدر و همسر و فرزندانش براى هرکس از ایشان در آن روز کارى است که (فقط) بدان پردازد



 

وَاَسْئَلُکَ الاَْمانَ یَوْمَ یَوَدُّ الْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدى مِنْ عَذابِ یَوْمَئِذٍ بِبَنیهِ



 

و از تو خواهم امان در آن روزى که شخص جنایتکار دوست دارد که فدا دهد از عذاب آن روز پسرانش



 

وَصاحِبَتِهِ وَاَخیهِ وَفَصیلَتِهِ الَّتى تُؤْویهِ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمیعاً ثُمَّ



 

و همسرش و برادرش و خویشاوندانش که او را در پناه گیرند و هر که در زمین هست یکسره که بلکه



 

یُنْجیهِ کَلاّ اِنَّها لَظى نَزّاعَةً لِلشَّوى

او را نجات دهد، هرگز که جهنم آتشى است سوزان که پوست از سر بکند

رمضان

باز شهر الرمضان که الذی انزل فیه القرآن از راه رسید.

از راه رسید تا بار دیگر دلهای ما را راهی میهانی ملکوتی  باری تعالی کند.

دلهای ما را که در پیچ  و خم های روزگار اسیر این جسم خاکی و زرق و برق دنیا شده.

دلهای ما که مبدا و اصل خود را به فراموشی سپرده و خود را در لابه لای صفحات تاریخ گم کرده است.

آری  دیگر بار دعوتنامه ای به در قلب های ما آمده و  ما را به خودمان فرا می خواند.

و چه شیرین است بازگشتن.

پس دعوت پروردگارت را لبیک بگو

عاشقانه بر آستان جانان سر بنه تا گلبانگ سربلندیت روانه آسمان شود. 

و بار دیگر بخوان:

رمضان آمد و آهسته صدا كرد مرا
مستعد سفر شهر خدا كرد مرا

از گلستان كرم طرفه نسيمي بوزيد
كه سراپاي پر از عطر و صفا كرد مرا

نازم آن دوست كه با لطف سليماني خويش
پله از سلسله ديو دعا كرد مرا

فيض روح‌القدسم كرد رها از ظلمات
همرهي تا به لب آب بقا كرد مرا

من نبودم بجز از جاهل گم كرده رهي
لايق مكتب فخر النجبا كرد مرا

در شگفتم ز كرامات و خطاپوشي او
من خطا كردم و او مهر و وفا كرد مرا

دست از دامن اين پيك مبارك نكشم
كه به مهماني آن دوست ندا كرد مرا

زين دعاهاست كه با اين همه بي‌برگي و ضعف
در گلستان ادب نغمه سرا كرد مرا

هر سر مويم اگر شكر كند تا به ابد
كم بود زين همه فيضي كه عطا كرد مرا

شعر:فتح الله اسلامی نیا